فهرست مطالب
1. مقدمه
مانند ساعتها و ضبطهای صوتی، محاسبه نیز در انواع دیجیتال و آنالوگ وجود دارد. در مقایسه با محاسبات دیجیتال، محاسبات آنالوگ در ادبیات فلسفی مورد غفلت قرار گرفتهاند که منجر به سوءتفاهمهای قابل توجهی درباره ماهیت و قابلیتهای آن شده است. دیدگاه رایج که محاسبات آنالوگ را اساساً درباره تداوم میداند، اساساً نادرست است، همانطور که بررسی دقیق نمونههای تاریخی رایانههای آنالوگ ناپیوسته و گسسته نشان میدهد.
این مقاله یک چارچوب جامع برای محاسبات آنالوگ بر اساس نوع خاصی از بازنمایی آنالوگ ارائه میدهد که هر دو پیادهسازی پیوسته و گسسته را در بر میگیرد. درک محاسبات آنالوگ برای درک فلسفی کامل از محاسبه بهطور کلی ضروری است و پیامدهای مهمی برای تبیینهای محاسباتی در علوم اعصاب و علوم شناختی معاصر دارد.
بینشهای کلیدی
- محاسبات آنالوگ ذاتاً پیوسته نیست
- نمونههای تاریخی محاسبات آنالوگ گسسته را نشان میدهند
- بازنمایی، نه تداوم، محاسبات آنالوگ را تعریف میکند
- پیامدهای مهم برای تبیینهای علوم شناختی
2. رایانههای آنالوگ
این بخش انواع مختلف رایانههای آنالوگ از قرن بیستم را بررسی میکند و تنوع رویکردهای محاسباتی آنالوگ را نشان میدهد.
2.1 رایانههای آنالوگ مکانیکی
رایانههای آنالوگ مکانیکی از اجزای فیزیکی مانند چرخدندهها، اهرمها و بادامکها برای انجام محاسبات استفاده میکنند. نمونهها شامل تحلیلگر دیفرانسیل توسعهیافته توسط وَنِوار بوش در MIT است که میتوانست معادلات دیفرانسیل پیچیده را از طریق انتگرالگیری مکانیکی حل کند.
2.2 رایانههای آنالوگ الکترونیکی
رایانههای آنالوگ الکترونیکی از تقویتکنندههای عملیاتی، مقاومتها و خازنها برای مدلسازی عملیات ریاضی استفاده میکنند. این سیستمها بهطور گسترده برای شبیهسازی بلادرنگ سیستمهای فیزیکی در کاربردهای مهندسی و علمی استفاده میشدند.
2.3 عناصر آنالوگ ناپیوسته
برخلاف دیدگاه رایج، بسیاری از رایانههای آنالوگ عناصر ناپیوسته را در بر میگیرند. نمونهها شامل رایانههای آنالوگ مبتنی بر رله و سیستمهایی که از پتانسیومترهای دیجیتال استفاده میکنند، نشان میدهند که ناپیوستگی با محاسبات آنالوگ سازگار است.
3. چه چیزی محاسبات آنالوگ را 'آنالوگ' و 'محاسباتی' میسازد
این بخش چارچوب نظری اصلی برای درک محاسبات آنالوگ را توسعه میدهد.
3.1 آنالوگ بهعنوان تداوم
دیدگاه سنتی محاسبات آنالوگ را با تداوم برابر میداند، اما این امر در برابر نمونههای تاریخی محاسبات آنالوگ گسسته ناکام میماند. تداوم نه لازم و نه کافی برای محاسبات آنالوگ است.
3.2 آنالوگ بهعنوان همتغییری
رویکرد لوئیس-مِیلی پیشنهاد میکند که بازنمایی آنالوگ شامل همتغییری سیستماتیک بین ویژگیهای بازنماییکننده و بازنماییشده است. این رویکرد هر دو پیادهسازی پیوسته و گسسته را در بر میگیرد.
3.3 چه چیزی آن را 'آنالوگ' میسازد
محاسبات آنالوگ اساساً شامل بازنمایی آنالوگ است، جایی که حالتهای محاسباتی روابط آنالوگ سیستماتیکی با آنچه بازنمایی میکنند دارند، مستقل از اینکه این روابط پیوسته یا گسسته باشند.
3.4 چه چیزی آن را 'محاسبه' میسازد
محاسبه شامل دستکاری سیستماتیک بازنماییها بر اساس قواعد است. محاسبات آنالوگ از طریق روابط بازنمایی مشخصه و قواعد تبدیل، این تعریف را برآورده میکند.
4. پرسشها و اعتراضات
این بخش به چالشهای بالقوه برای رویکرد پیشنهادی میپردازد.
4.1 آیا اینها صرفاً رایانههای ترکیبی نیستند؟
وجود عناصر گسسته در رایانههای آنالوگ لزوماً آنها را به سیستمهای ترکیبی تبدیل نمیکند. بسیاری از سیستمهای کاملاً آنالوگ اجزای گسسته را در بر میگیرند در حالی که روابط بازنمایی آنالوگ را حفظ میکنند.
4.2 آیا این واقعاً محاسبه محسوب میشود؟
سیستمهایی که معیارهای دستکاری سیستماتیک بازنمایی را برآورده میکنند، بدون توجه به جزئیات پیادهسازی آنها، بهعنوان سیستمهای محاسباتی واجد شرایط هستند.
4.3 رویکرد لوئیس-مِیلی مشکلدار است
اگرچه رویکرد لوئیس-مِیلی محدودیتهایی دارد، اما چارچوب مناسبتری برای درک محاسبات آنالوگ نسبت به رویکردهای مبتنی بر تداوم ارائه میدهد.
5. اندیشههای پایانی
درک محاسبات آنالوگ برای یک تبیین فلسفی کامل از محاسبه ضروری است و پیامدهای مهمی برای تبیینهای محاسباتی در علوم شناختی و علوم اعصاب دارد. رویکرد مبتنی بر بازنمایی توسعهیافته در اینجا، توصیف دقیقتری از محاسبات آنالوگ نسبت به دیدگاه سنتی مبتنی بر تداوم ارائه میدهد.
6. تحلیل اصلی
مقاله میلی سهم قابل توجهی در فلسفه محاسبه دارد با به چالش کشیدن برابری دیرینه محاسبات آنالوگ با تداوم. تحلیل او نشان میدهد که تمایز اساسی بین محاسبات آنالوگ و دیجیتال در تداوم در مقابل گسستگی نیست، بلکه در ماهیت بازنمایی نهفته است. این بینش با کارهای اخیر در علوم اعصاب محاسباتی همسو است، مانند تحقیقات پروژه مغز آبی که نشان میدهد محاسبات عصبی اغلب از راهبردهای ترکیبی آنالوگ-دیجیتال استفاده میکند که در دستهبندیهای سنتی جای نمیگیرند.
رویکرد مبتنی بر بازنمایی توسعهیافته توسط میلی پیامدهای مهمی برای درک محاسبات زیستی دارد. همانطور که در تحقیقات مؤسسه آلن برای علوم مغز اشاره شده است، سیستمهای عصبی اغلب از بازنماییهای آنالوگ برای پردازش حسی استفاده میکنند در حالی که از بازنماییهای گسستهتر برای پردازش نمادین بهره میبرند. این رویکرد ترکیبی مدلهای دیجیتال محض شناخت را به چالش میکشد و نشان میدهد که درک کامل از محاسبات عصبی مستلزم توجه به هر دو جنبه آنالوگ و دیجیتال است.
نقد میلی از دیدگاه تداوم با تحولات در محاسبات آنالوگ مدرن، بهویژه در مهندسی نورومورفیک، همخوانی دارد. تحقیقات مؤسساتی مانند گروه بینایی الکترونیکی دانشگاه هایدلبرگ نشان میدهد که سیستمهای آنالوگ معاصر، مانند پلتفرم نورومورفیک BrainScaleS، هم پویاییهای پیوسته و هم ارتباط مبتنی بر رویداد گسسته را در بر میگیرند. این سیستمها در حین انجام محاسبات پیچیده، بازده انرژی قابل توجهی به دست میآورند که از ادعای میلی مبنی بر اینکه محاسبات آنالوگ را نمیتوان به صرف تداوم تقلیل داد، حمایت میکند.
پیامدهای فلسفی به بحثها درباره تبیین محاسباتی در علوم شناختی گسترش مییابد. اگر میلی درست بگوید، آنگاه تبیینهای محاسباتی شناخت نیازی به تعهد به مدلهای کاملاً دیجیتال یا کاملاً پیوسته ندارند. این امر فضایی برای تبیینهای ظریفتر باز میکند که با راهبردهای محاسباتی ترکیبی مشهود در سیستمهای زیستی بهتر مطابقت دارند. همانطور که تحقیقات گروه علوم مغز و شناختی MIT نشان میدهد، مغز احتمالاً بهطور همزمان از چندین راهبرد محاسباتی استفاده میکند، با مدارهای عصبی مختلف که برای انواع مختلف محاسبه بهینهسازی شدهاند.
7. جزئیات فنی
پایه ریاضی محاسبات آنالوگ را میتوان از طریق معادلات دیفرانسیل که پویاییهای پیوسته را مدل میکنند بیان کرد:
$$\frac{dx}{dt} = f(x, u, t)$$
که در آن $x$ متغیرهای حالت، $u$ سیگنالهای ورودی و $t$ زمان را نشان میدهد. برای عناصر آنالوگ گسسته، محاسبه را میتوان با استفاده از معادلات تفاضلی مدل کرد:
$$x[n+1] = g(x[n], u[n])$$
رابطه بازنمایی اصلی در محاسبات آنالوگ شامل همتغییری سیستماتیک است:
$$R(s_1, s_2) \leftrightarrow C(r_1, r_2)$$
که در آن $R$ روابط بین حالتهای محاسباتی و $C$ روابط بین محتوای بازنماییشده را نشان میدهد.
8. نتایج تجربی
آزمایشهای تاریخی با رایانههای آنالوگ قابلیتهای محاسباتی آنها را نشان میدهد:
عملکرد تحلیلگر دیفرانسیل
تحلیلگر دیفرانسیل MIT میتوانست معادلات دیفرانسیل مرتبه ششم را با دقت قابل مقایسه با روشهای دیجیتال زمان خود حل کند و برای موارد آزمایشی استاندارد به جوابهایی در محدوده ۲٪ از مقادیر نظری دست یابد.
سرعت رایانه آنالوگ الکترونیکی
رایانههای آنالوگ الکترونیکی قابلیتهای شبیهسازی بلادرنگ را نشان دادند و برای دستههای خاصی از مسائل، سیستمهای پیچیده معادلات دیفرانسیل را هزاران بار سریعتر از رایانههای دیجیتال معاصر حل کردند.
9. پیادهسازی کد
اگرچه محاسبات آنالوگ معمولاً در سختافزار پیادهسازی میشوند، در اینجا یک شبیهسازی پایتون از یک انتگرالگیر آنالوگ ارائه شده است:
import numpy as np
class AnalogIntegrator:
def __init__(self, initial_condition=0.0, time_step=0.01):
self.state = initial_condition
self.dt = time_step
def update(self, input_signal):
# انتگرالگیری اویلر: x(t+dt) = x(t) + input*dt
self.state += input_signal * self.dt
return self.state
def reset(self, new_state=0.0):
self.state = new_state
# مثال استفاده
integrator = AnalogIntegrator()
input_signal = lambda t: np.sin(t) # سیگنال ورودی
# شبیهسازی انتگرالگیری
for t in np.arange(0, 10, integrator.dt):
output = integrator.update(input_signal(t))
print(f"Time: {t:.2f}, Output: {output:.4f}")
10. کاربردهای آینده
محاسبات آنالوگ در چندین حوزه با علاقه تجدیدشده مواجه است:
- محاسبات نورومورفیک: سیستمهای الهامگرفته از مغز با استفاده از عناصر آنالوگ برای کاربردهای هوش مصنوعی کممصرف
- هوش مصنوعی لبه: پردازندههای آنالوگ برای استنتاج بهینه انرژی در دستگاههای اینترنت اشیاء
- محاسبات علمی: سیستمهای آنالوگ تخصصی برای حل دستههای خاصی از معادلات دیفرانسیل
- شبیهسازی کوانتومی: شبیهسازهای کوانتومی آنالوگ برای مدلسازی سیستمهای کوانتومی پیچیده
جهتهای تحقیقاتی شامل توسعه معماریهای ترکیبی آنالوگ-دیجیتال است که نقاط قوت هر دو رویکرد را به کار میگیرند و ایجاد چارچوبهای نظری پیچیدهتر برای درک راهبردهای محاسباتی ترکیبی.
11. منابع
- Maley, C. J. (forthcoming). Analog Computation and Representation. The British Journal for the Philosophy of Science.
- Goodman, N. (1968). Languages of Art: An Approach to a Theory of Symbols. Bobbs-Merrill.
- Piccinini, G. (2015). Physical Computation: A Mechanistic Account. Oxford University Press.
- Lewis, D. (1971). Analog and Digital. Noûs, 5(3), 321-327.
- Mead, C. (2020). How We Created Neuromorphic Engineering. Nature Electronics, 3(7), 434-435.
- Markram, H. (2006). The Blue Brain Project. Nature Reviews Neuroscience, 7(2), 153-160.
- Davies, M. et al. (2018). Loihi: A Neuromorphic Manycore Processor with On-Chip Learning. IEEE Micro, 38(1), 82-99.